کشیدم نقشه و شد نقش بر آب
دلم بی عشق مانده مرداب
به دریای نگاهت دعوتم کن
مرا هم لحظهای دریاب، دریاب
حسین شادمهر
کشیدم نقشه و شد نقش بر آب
دلم بی عشق مانده مرداب
به دریای نگاهت دعوتم کن
مرا هم لحظهای دریاب، دریاب
حسین شادمهر
با این دل زرد و زار باید چه کنم؟
با سختیِ انتظار باید چه کنم؟
امروز هنـــوز اول پاییـــــزست
تا آمدنِ بهــــــار باید چه کنم؟
حسین شادمهر
آه دلم از هجوم چشمان تو بود
قلبم همه مرز و بوم چشمان تو بود
افسوس نگفتم به تو از راز دلم
چون لب همه مهر و موم چشمان تو بود
"حسین شادمهر"
یک شب تو بیا بشو عروس دل من
تا گپ بزنیم در خصوص دل من
مهریهی چشمان تو کردم لب را
تقدیم تو باد باغ بوس دل من
"حسین شادمهر"
دلم را بی تفاهم میشکستی
برای بار چندم میشکستی
گله از دل شکستن نیست اما
جلوی چشم مردم میشکستی
"حسین شادمهر"
خدا رنگش زده یک دست با عشق
سپس با او قراری بست با عشق
به رسم عاشقی در دفتر دل
یقین مادر مساوی است با عشق
«حسین شادمهر»