شعرهای حسین شادمهر

غزل، رباعی، دوبیتی، نو [ کانال تلگرام Shadmehraneh@ ]

شعرهای حسین شادمهر

غزل، رباعی، دوبیتی، نو [ کانال تلگرام Shadmehraneh@ ]

شعرهای حسین شادمهر

مجموعه آثار :

1- فرصت‌های ابری، نشر مایا،‌1395
2- همراه کوچ (مجموعه دوبیتی)
3- خیال استمراری (مجموعه رباعی)
4- بهانه‌ی بهار (مجموعه غزل)
5- مثل یک آیینه (مجموعه شعر نوجوان)
6- اشتیاقی تازه (مجموعه شعر نو)

____***____

پیام های کوتاه

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین نظرات

پیوندهای روزانه

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باران» ثبت شده است


ای دل غم بی‌حواسی‌ات را چه کنم؟

بی‌صبری و پُر هراسی‌ات را چه کنم؟
طوفانی و بارانی و پر گرد و غبار ...
هشدار هواشناسی‌ات را چه کنم؟

«حسین شادمهر»


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۴۹
حسین شادمهر


ببار ای سپید صمیمی، ببار
برای دل من سپیدی بیار

شکوه شکوفایی‌ات دیدنی‌ست
بیفشان شکوفه، هزاران هزار

پر از حسّ زیبا شدن گشته‌ام
و از شوق برفم چسان بی‌قرار

به داماد شمشاد فرخنده باد
وصال عروس سپید چنار

چه برفی، چه برفی، سپید سپید
چه فصلی، چه فصلی، بهار بهار!


«حسین شادمهر»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۲۶
حسین شادمهر

آهو شده‌ای و در گریز دلِ من

تا چند کنی چنین ستیز دل من

باران غمت زیاد باریده، ببین

جاری شده آب در ونیز دل من!


«حسین شادمهر»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۱۷
حسین شادمهر

ببار ای سپید صمیمی ببار

برای دل من سپیدی بیار

 

شکوه شکوفایی‌ات دیدنی‌ست

بیفشان شکوفه هزاران هزار

 

پر از حسّ زیبا شدن گشته‌ام

و از شوق برفم چه‌سان بیقرار

 

به داماد شمشاد فرخنده باد

وصالِ عروسِ سپیدِ چنار

 

چه برفی، چه برفی، سپیدِ سپید

چه فصلی، چه فصلی، بهارِ بهار!


«حسین شادمهر»


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۴ ، ۰۶:۲۲
حسین شادمهر

دلم را آنچه خود می‌دانی‌اش کن

به نورعشق خود نورانی‌اش کن

دلم را بغض سنگینی گرفته

کمی تا قسمتی بارانی‌اش کن


«حسین شادمهر»

از مجموعه شعر: فرصت‌های ابری / نشرمایا ، 1394

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۰۷:۵۰
حسین شادمهر

طلوع مهر در صبح دبستان

صدای زنگ در گوش خیابان

دوباره دفتر و کیف و کتابم

دوباره آب، بابا، باد، باران

حسین شادمهر

صبح دبستان مهر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۰۷
حسین شادمهر
وقتی به خاطرم غم عشقت خطور کرد

هفت آســــمان چشم مرا پر بلور کرد


از سینه‌ام گذشت ســـوار سپید عشق

وز کوچه‌ کوچه‌ی دل من هم عبور کرد


لبخند توســت مژده‌ی آغاز عشقمان

گلخنده‌های ناز توام پر ز شور کرد


تا فصل عشق از افق چشم تو رسید

دل را پر از شکوفه و باران و نور کرد


از یادمان مگر نرود عشق و عاشقی

باید نشست قصه‌ی دل را مرور کرد


«حسین شادمهر»
حسین شادمهر

  امشب ای اشک مرا مهمانی
  تو فقط حال مـــرا می‌دانی


  من برایت سخنی می‌گویم
  تو برایم غــزلی می‌خوانی


  من پر از بغض گلوگیرم اشک!
  و دلــم در قفسـی زنــدانی


  کمکم کن بتــوانم بپــــرم
  کمکم کن بشــوم بــارانی


  دوستانم همه در بستر خواب
  من و تو گرم بلــــورافشانی


  شب شکوه شعف‌انگیزی است

  شب پر از قاصــدک نورانی


  چه سخن‌ها که نگفتم با تو
  بارها در دل شـــب پنهـــانی


  غربـت و خلوت و فال حافـظ
  «و چه فرخنــده شبی» طولانی


  همدمم باش و جوابم بده اشک!
  تا سحـــــر پیش دلم می‌مانی؟


  «حسین شادمهر»

حسین شادمهر